تبلیغات
کلبه عاشقانه پسر تنها - ساحل تنهایی


کلبه عاشقانه پسر تنها

دریا بود و ارامش و سكوت

غروب بودو زیبایی و خورشید

و من بودم تنها و غمین و دل شكسته.

راه میرفتم با خیال تو

گریه میكردم برای تو

و میدویدم برای رسیدن به تو

اری!

این ها همه برای تو بودو تو نبودی.

نشستم سرم را در میان زانوانم گرفتم و با صدای بلند فریاد میزدم دوستت دارم.

دریا ارام بود

مرغان ارام بودند

گویی همه به من گوش میدادند.به اطراف نگاه كردم

نه!نه!نه!

چیزی نبود در همان حال از دور كسی می امد.

من بیشتر دقت كردم تا شاید تو باشی ولی افسوس

تو نبودی...

ناگهان گرمای دستی را برروی شانه هایم احساس كردم

گرمایی اشنا!!!!!!!!!!!!

و بعد از ان صدایی كه دوستتدارم هایش را فراموش نمیكردم ارام نجوا كنان در گوشم میگفت

 

دوستت دارم

مبهوت شده بودم

برنگشتم چون خیال كردم توهمی بیش نیست

اما

باز همان دست

همان گرما

و همان لحن شیرین صدا

چشمان را بستم

دوباره

همان فضا

برگشتم تو بودی

تو مرا در اغوش گرم خود گرفتی

دوباره گفتی

 دوستت دارم و تنهایت نمیگذارم

دستم را گرفتی و با هم در كنار ساحل قدم زدیم

دریا صدایش درامد

مرغان اواز میخاندند

همه خوش حال بودند.
نوشته شده در سه شنبه 17 فروردین 1389 ساعت 09:33 ق.ظ توسط عاشق تنها |نظرات


آخرین مطالب
» تصویر عشق...
» چقدر شیرین است رؤیای تو...!
» بغض تنهایی
» همیشه به یادم باش..
» می روم آنجا که فدا شدن ارزش داشته باشد
» به حرمت خاطره ها بی تو قدم نمی زنم
» سفر غریبی داشتم توی اون چشم سیاهت
» دوست دارم بال بگشایم
» مسافری بی پروازم
» فاصله
» همچنان دوستت دارم
» چه ساده بودم من !!!
» ســــنگدل، بـــــر آرزوهـــای دلــــم خندیــــد و رفت
» به انتظار بازگشتت
» تکرار نبودنت

Design By : RoozGozar.com