تبلیغات
کلبه عاشقانه پسر تنها - غروب غم انگیز


کلبه عاشقانه پسر تنها

گاهی که دلم به اندازه تمام غروبها می گیرد
چشمهایم را فراموش میکنم

اما دریغ که گریه دستانم نیز مرا به تو نمی رساند

من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس


مهربانتر از گنجشکهای کوچک کوچه های کودکی ام نیست


و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد


...و یا کابوسهای شبانه ام را نمی داند

با این همه


نازنین این تمام واقعیت نیست

از دل هر کوه کوره راهی میگذرد

و هر اقیانوس به ساحلی می رسد

و شبی نیست که طلوع سپیده ای در پایانش نباشد

از چهار فصل دست کم یکی که بهار است

من هنوز تو را دارم............؟


نوشته شده در چهارشنبه 19 خرداد 1389 ساعت 10:54 ق.ظ توسط عاشق تنها |نظرات


آخرین مطالب
» تصویر عشق...
» چقدر شیرین است رؤیای تو...!
» بغض تنهایی
» همیشه به یادم باش..
» می روم آنجا که فدا شدن ارزش داشته باشد
» به حرمت خاطره ها بی تو قدم نمی زنم
» سفر غریبی داشتم توی اون چشم سیاهت
» دوست دارم بال بگشایم
» مسافری بی پروازم
» فاصله
» همچنان دوستت دارم
» چه ساده بودم من !!!
» ســــنگدل، بـــــر آرزوهـــای دلــــم خندیــــد و رفت
» به انتظار بازگشتت
» تکرار نبودنت

Design By : RoozGozar.com