تبلیغات
کلبه عاشقانه پسر تنها - پنجمین سری متن های عاشقانه


کلبه عاشقانه پسر تنها

اگر كلید قلبی رو نداری قفل نكن . به چشمان كسی نگاه نكن اگه دروغ خواهی گفت .به كسی سلامی
نده اگه خداحافظی در پیش است . دست كسی را نگیر اگر رها خواهی كرد . به كسی نگو دوستت دارم اگر
دیگری در فكرت هست!

همیشه غمگین ترین ورنج آورترین لحظات زندگی آدم توسط همون كسی ساخته میشه كه شیرین
ترین و به یاد موندنی ترین لحظات روبرای آدم ساختن

كاش دستی بود برای گرفتن كاش شانه ای بود برای گریستن كاش چشمی بود برای دیدن كاش گلی بود
برای پژمردن كاش كاش كاش.......... چه می گویم؟ دیگر او را نیست اندك توانی برای ماندن

خنده آدم ها همیشه از دلخوشی نیست . گاهی شكستن دلی كمتر از آدم كشی نیست . كاهی دل اینقدر
تنگ میشه كه گریه هم كم مییاره . یك حرف ساده هم گاهی چقدر غم مییاره.

موقعی كه میخواستمت میترسیدم نگات كنم، موقعی كه نگات كردم ترسیدم باهات حرف بزنم،
موقعی كه باهات حرف زدم ترسیدم نازت كنم، موقعی كه نازت كردم ترسیدم عاشقت بشم،
حالا كه عاشقت شدم میترسم از دستت بدم.

شبها چشمانم میعادگاه اشك میشوند و غم همنشین قلبم . دوباره بغضهای خسته و كهنه اسیر گلوی
سردم میشوند . ای كسی كه در حكایت شب پنهان شده ای به عظمت آبی دلم نظری كن و ببین كه
این دل چه عاشقانه می تپد فقط در انتظار آمدن تو!

بر سنگ مزارم بنویسید : در زندگی بارها بالهایم را گشودم تا همچون پرنده ای سبك بال به پرواز در آیم
اما هر بار شكارچی ح قیری قلبم را نشانه گرفت و بر زمینم كوفت شاید مرگ پایانی بر این پرواز شكست
گونه باشد و آغاز رهایی...!

عشق یعنی لایق مریم شدن عشق یعنی با خ دا هم دم شدن عشق یعنی جام لبریز از
شراب عشق یعنی تشنگی یعنی سراب عشق یعنی خواستن و له له زدن عشق یعنی سوختن و
پرپر زدن عشق یعنی سالهای عمر سخت عشق یعنی چون همیشه باختن عشق یعنی حسرت
شبهای گرم عشق یعنی یاد یك رویای گرم عشق یعنی؟

به تو خیانت می كنند تو نكن تورا تكذیب می كنند آرام باش تو را می ستایند فریب مخور تو را
نكوهش می كنند شكوه مكن تو را نیك می خوانند مسرور مباش

به جای دسته گلی كه فردا بر گورم نثار می كنی امروز با شاخه گلی كو چك یادم كن و به عوض سیل
اشكی كه فردا بر مزارم میریزی امروز با تبسم مختصری شادم كن

باورش نمیشه عشقو همه دنیاش زیر آبه تنها مونده توی ساحل زندگی براش عذابه خاطرات لب دریا
دیگه از یادش نمیره همه دنیاش زیر آب وخودشم به غم اثیر دست بی رحم زمونه عشقشو برده به د ریا
حالا از خودش میپرسه میادش آیا وآیا عاشقی كه تنها باشه توی دنیا نمیمونه دل عاشق رو شكستن
شده كاره این زمونه

خیلی سخته چیزی رو كه تا دیشب بود یادگاری صبح بلند شی و ببینی كه دیگه دوسش نداری خیلی سخته
كه نباشه هیچ جایی برای آشتی بی وفا شه اون كسی كه جونتو واسش گذاشتی خیلی سخته تو زمستون
غم بشینه روی برفا می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا خیلی سخته اون كسی كه اومد و
كردت دیوونه هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه خیلی سخته اگه عمر جادوی شعرت تموم
شه نكنه چیزی كه ریختی پای عشق اون حروم شه خیلی سخته اون كسی كه گفت واسه چشات می میره
بره و دیگه ..

به من میگفت : انقدر دوستت دارم كه اگر بگویی بمیرمیمیرم ... باورم نمی شد ... فقط یك امتحان
ساده به او گفتم بمیر...! سالهاست در تنهایی پژمرده ام... - كاش امتحانش نمی كردم

می خواستم برایت هدیه ای بفرستم گل گفت : مرا بفرست تا با بوی خوشم بوی عشق ترا به او
برسانم، خار گفت : مرا بفرست تا در چشم دشمنانش فرو روم،كاغذ گفت : مرا بفرست تا بر روی قلب
سفیدم كلمات عشقت را بنویسی و برایش بفرستی، ولی من تصمیم دارم مانند كبوتری سفید خودم را
به تو هدیه كنم

در این دنیایی كه انسان و زمانه با هم درستیز بوده و هستند .عجیب نیست آنی را كه دوست نمی داری
،دوستت بد ارد وآن كس راكه دوست می داری از توبیزارباشد .توبه من می اندیشی و من به دیگری . و
خدا می داند كه دیگری به كه فكر می كند. این جد ال سرنوشت است تا روزی كه زمین ما را فرو بلعد

نمی دانم محبت را بر چه كاغذی بنویسم كه هرگز پاره نشود برچه گلی بنویسم كه هرگز پرپر
نشود بر چه دیواری بنویسم كه هرگز پاك نشود بر چه آبی بنویسم كه هرگز گل آلود نشود وسرانجام
بر چه قلبی بنویسم كه هرگز سنگ نشود!

تا به تو تكیه كردم ... پشتم و خالی كردی ... تو رسم دل شكستن و بد جوری حالی كردی ... خیال میكردم
تو برام پشت و پناهی ... با این همه خستگیام یه تكیه گاهی ... چه آرزوهایی كه بر تو بستم ... بلور
قلبمو به پات شكستم

كی با اشكای تو یه اسمون ستاره ساخت كی بود كه به نگاه تو دلش رو عاشقونه باخت كی بود كه با
نگاه تو خواب و خیال عشق و دید كی بود كه تنها واسه تو از همه دنیا دل برید نگو كی بود كجایی
بوداونكه برات دیوونه بود رو خط به خط زندگیش از عشق تو نشونه بود من بودم اونكه دلشوساده به
پای تو گذ اشت اونكه واسش بودن تو به غیر غم چیزی نداشت من بودم اونكه دل اخر عشق تورو خوند
اونكه به جای عاشقی حسرتشو به دل نشوند حسرت دوست داشتن تو همیشگی بود.

شنبه: با نگاهی عاشقانه مست شدم ! یكشنبه: به او گفتم گرفتارت شدم . دوشنبه: همچو لیلی عاشق
صحرا شدم ! سه شنبه : بی وفا یی كرد و من گریان شدم . چهارشنبه: اسیر هجرانش شدم . پنج شنبه : او
رفت و من درعاشقی فانی شدم! جمعه: بی او تنها شدم و از تنهایی مردم...!

دیشب از غصه دلم،داغ و داغو ن شده بود جای خواب توی چشام،اشكا مهمون شده بود مثل هر شب تو
اطاق روی تختم یه گوشه كز كرده بودم، فكری اومد تو سرم،یهو از جا پریدم رفتم از تو باغچه مون،گلی
واسه اون چیدم اما باز یادم اومد،خودمو گول می زنم تو اطاق مونده هنوز،گل دیشب كه چیدم مثل
من یواش یواش،د اره پژمرده میشه بی صدا توی اطاق گریه هاشو من دیدم اشك های بی معرفت نا
امیدم نكنید دیگه امروز میرم و برا خاطر شما این گل وبهش میدم هرچی بادا دیگه باد!

به كسی عشق بورزید كه لیافت عشق باشد نه تشنه ی عشق . چرا كه تشنه ی عشق روزی سیراب می
شود ... ویكتور هوگو

عشق یعنی لحظه های التهاب، عشق یعنی لحظه های ناب ناب،
عشق یعنی همچو من شیدا شدن، عشق یعنی قطره و دریا شدن،
عشق یعنی دیده بر در دوختن، عشق یعنی در فراقش سوختن!

معبود خاموشم ! در خاموشی سوی تو می آیم . سكوت ، ستایش من است . سكوت، نیایش من
است . سكوت ، آیه های ستایشی است كه برای تو میخوانم . تو صدای سكوت مرا می شنوی و پاسخ
تو سكوت است .

هوایم ابریست گوئی كه غبار دوری تو سراسروجودم را فرا گرفته وابر چشمانم هوای گریه دارد نم نم
اشك بر روی صفحه ی كاغذ فرو می ریزد وقلبم ازرنج ودوری تو حكایت می كند انگاركه تمامی غمها به
سویم پرواز می كنند دیگر نیستی تا پنجره ی چشمانم را به رویت بگشایم .دیگر نیستی تابرایم تبسم
كنی ومن از لبخندشیرینت قصه شادی را نظاره كنم ای سروپا همه خوبی به تو می اندیشم : عزیزم سلام
هم اكنون كه برایت می نویسم هوا سرد وغم انگیزاست آسمان پراز ابرهای سیاه می باشد ودلم سخت
گرفته وتصویر تو هم

اگر كسی می گو ید كه برا ی تو می میرد در وغ م یگوید!!! حقیقت را كسی میگوید كه برا ی تو زندگی می
كند
پس از آخر ین دیدار با دوستانت یادت باشد كه ، به دوستانی فكر كن كه د یگر فرصتی بر ای در آغوش
كشیدن یكدیگر ندارند

كاش می شد اشك را تهدید كرد مدت لبخند را تمدید كرد كاش می شد از میان لحظه ها لحظه دیدار را
نزدیك كرد



نوشته شده در یکشنبه 15 آذر 1388 ساعت 05:36 ب.ظ توسط عاشق تنها |نظرات


آخرین مطالب
» تصویر عشق...
» چقدر شیرین است رؤیای تو...!
» بغض تنهایی
» همیشه به یادم باش..
» می روم آنجا که فدا شدن ارزش داشته باشد
» به حرمت خاطره ها بی تو قدم نمی زنم
» سفر غریبی داشتم توی اون چشم سیاهت
» دوست دارم بال بگشایم
» مسافری بی پروازم
» فاصله
» همچنان دوستت دارم
» چه ساده بودم من !!!
» ســــنگدل، بـــــر آرزوهـــای دلــــم خندیــــد و رفت
» به انتظار بازگشتت
» تکرار نبودنت

Design By : RoozGozar.com