تبلیغات
کلبه عاشقانه پسر تنها - می روم آنجا که فدا شدن ارزش داشته باشد


کلبه عاشقانه پسر تنها

در گذرگاه زمان به دوردستها می نگرم به آن سو...به آن ناکجا...به آن ناپیدا...

به آنجاکه میخواهم لحظه ای را بی دغدغه درآن مکان رویایی سپری کنم...

خودرابه دستهای مهربان نسیم می سپارم تامرابا خود به آغوش آسمان ببرد...به آن اوج...به آن دست نیافتنی...

ازکوچه پس کوچه های شهرم پرمی گشایم وبه جایی دیگرهجرت میکنم.

به جایی که بتوانم عشق رابی ریا بیابم وآن راعاشقانه وبی مشکل درکنج خلوت خانه ی دلم جای دهم...

به جایی قدم میگذارم که آسمان محبتش بی منّت وخورشید شفقش بی ریاباشد...

می روم به جایی که نامش رانمیدانم ولی این راباور دارم که درآنجا نسیم بی رحمانه شاخه نازک

وجودم رانخواهد شکست وزمانه بی مروّت گلبرگهایم رابا خنجر زهرآلود وبی عاطفه اش پرپر

نخواهد کرد وزیرپاهای سنگین وخشک شده از احساس لگدمال نخواهد نمود...

می روم آنجاکه عطر اقاقی ها مصنوعی نباشد...

صدای چکاوک ها ازروی اجبار برفضا طنین انداز نشده باشدو تولد گلبرگها شکوفایی ازروی اجبار نباشد...

می روم آنجا که فدا شدن ارزش داشته باشد وخاکسپاری عشق درخلوت خانه ی دل بی مراسم سوزناک برگزار شود...


نوشته شده در شنبه 18 دی 1389 ساعت 01:15 ق.ظ توسط عاشق تنها |نظرات


آخرین مطالب
» تصویر عشق...
» چقدر شیرین است رؤیای تو...!
» بغض تنهایی
» همیشه به یادم باش..
» می روم آنجا که فدا شدن ارزش داشته باشد
» به حرمت خاطره ها بی تو قدم نمی زنم
» سفر غریبی داشتم توی اون چشم سیاهت
» دوست دارم بال بگشایم
» مسافری بی پروازم
» فاصله
» همچنان دوستت دارم
» چه ساده بودم من !!!
» ســــنگدل، بـــــر آرزوهـــای دلــــم خندیــــد و رفت
» به انتظار بازگشتت
» تکرار نبودنت

Design By : RoozGozar.com